السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

380

جواهر البلاغة ( فارسى )

تلميح به داستان در فارسى مانند اين اشعار حافظ : بيا ساقى آن كيمياى فتوح * كه با گنج قارون دهد عمر نوح هش دار كه گر وسوسهء عقل كنى گوش * آدم صفت از روضهء رضوان به‌درآيى با تو آن عهد كه در وادى ايمن بستيم * همچو موسى ارنى گوى به ميقات بريم دام سختست مگر يار شود لطف خدا * ورنه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم از دل تنگ گنه‌كار بر آرم آهى * كآتش اندر گنه آدم و حوّا فكنم و الثانى و هو الاشارة إلى شعر مشهور نحو قول الشاعر : « 1 » و قسم دوم تلميح كه اشاره به شعر مشهور است مانند سخن شاعر : لعمرو مع الرّمضاء و النار تلتظى * أرقّ و أحفى منك فى ساعة الكرب « 2 » عمرو با زمين گرم و سوزان و آتش در حالى كه شعله مىكشد در هنگام بلا و گرفتارى دلسوزتر و مهربانتر از توست . اين شعر اشاره است به سخن ديگرى كه گفته است : المستجير بعمرو عند كربته * كالمستجير من الرّمضاء بالنّار پناهندهء به عمرو در هنگام گرفتارىاش ، چونان كسى است كه از زمين گرم و سوزان به آتش پناهنده شود . و در فارسى مانند اين بيت عطايى : پيش من حاصل كونين بود چون يك جو * مزرع چرخ چرا بينم و داس مه نو كه اشاره است به اين بيت مشهور حافظ : مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو * يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو و الثالث و هو الاشارة الى مثل سائر من غير ذكره نحو قول الشّاعر : و قسم سوم تلميح كه اشاره به ضرب‌المثل بدون ذكركردن آن است مانند سخن شاعر : من غاب عنكم نسيتموه * و قلبه عندكم رهينة أظنّكم فى الوفاء ممّن * صحبته صحبة السّفينة كسى كه از شما پنهان گردد فراموشش مىكنيد ، حال آن‌كه دل او پيش شما به گرو نهاده

--> - براى حضرت يوشع ، جنگيدن در روز شنبه با ستمگران روا نبود . از اين‌رو پيش خداوند دعا كرد . خداوند خورشيد را براى او نگه داشت تا اين‌كه از جنگ با آنان فارغ گشت . ( 1 ) - اين شعر از ابو تمام طائى است . ( 2 ) - « أرقّ » از « رقّت » به معنى رحم‌كردن است . « احفى » از « حفاوت » به معنى مهربانى و ملاطفت‌كردن است . لام « لعمرو » ابتدائيه و « ارق » خبر « لعمرو » است . « و النار » مجرور و معطوف بر « رمضاء » است . و « تلتظى » حال از « نار » است . نگاه كنيد به كتاب مفصل ، ص 335